تبليغاتX
اس ام اس | SMS
تبليغات

Flash و ImageReady و SQL SERVER 2000 & 2005 و ASP.NET 2 و Java و Front Page و HTMLطراحي وب سايت پويا و ايستا به وسيله

( SQL SERVER 2000 & 2005 و C# انجام پروژه هاي دانشجويي ( برنامه نويسي به زبان

Flash و ImageReady و SQL SERVER 2000 & 2005 و ASP.NET 2 و Java و FrontPage و HTMLانجام پروژه هاي دانشجويي به وسيله

قبول سفارش فقط از شيراز

: براي اطلاعات بيشتر با ايميل يا شماره روبرو تماس بگيريد

E-mail : For Info                       TEL : 09171017680

ادامه مطلب

تم زیبا استاد شجریان (2) برای گوشی سونی اریکسون مدل های

W700i-W810i-W660-W610-W710-W600-K610-K618-K310-K750-K510i-K550-Z550-Z710-Z610

Themes    Themes for Sony Ericsson

براي استفاده از اين تم ابتدا فايل rar را باز کنيد بعد پسورد آن را وارد کرده سپس فايل راانتخاب کنيد و دکمه هاي Ctrl+c را براي کپي بزنيد.توجه داشته باشيد که نبايد براي کپي روي فايل راست کليک کنيد.بعد فايل را  در گوشيتان کپي کنيد.

حجم فایل [24.۷kb]

 برای دانلود به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 12 شهریور1387 و ساعت 7:27 بعد از ظهر |
کسایی که می خوان ازدواج کنند حتما این رو بخونند :

25 سوال قبل از ازدواج

 


كسي را براي دوستي انتخاب كن كه فلب بزرگي داشته باشه، تا مجبور نباشي براي اينكه
در قلبش جا بگيري، خودتو كوچيك كني!!!

 

 

 

انگشت شصتتو بزار روي بند اول انگشت سبابت!(گذاشتي؟) . دلم برات اينقدر شده!

 

 

 

 


دوستي مثل ايستادن روي سيمان خيس مي‌مونه! هرچي بيشتر بموني، رفتن سخت‌تر مي‌شه و
اگه بري جاي پاهات بجا مي‌مونه!!!

 

 

 


لحظات را طي كرديم تا به خوشبختي برسيم، اما وقتي به خوشبختي رسيديم فهميديم كه
خوشبختي همان لحظات بود!!!

 

 

 


عشق ايستادن زير بارون و دوتايي خيس شدن با هم نيست!
عشق اونه كه يكي براي ديگري چتري باشه و اون هيچوقت نفهمه كه چرا خيس نشده!!!

 

 

 

 


زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم!
اما گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم!
تو نيز به من آموختي كه چگونه دوست بدارم!
اما به من نياموختي كه چگونه فراموشت كنم!!!

 

 

 

 


دستت را بگذار دور كمرم و لبت را بگذار بر روي لبم و از شيريني وجودم بنوش، از طرف
نوشابه زمزم!!

 

 

 

 


طبيبي را گفتند درمان عشق چيست؟ گفت شش بوسه از شش گوشه لب، دو تا صبح دوتا ظهر دو تا شب!

 

 

 

 


اتوبوس سرچهار راه رسيد. پيرمردي از مسافرها، عصايش را روي پشت شاگرد راننده گذاشت
و گفت:
« اين جا چهار راه سعدي است؟»
شاگرد راننده گفت: نخير، اين جا ستون فقرات بنده است

 

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 7 شهریور1387 و ساعت 10:32 قبل از ظهر |





Powered by WebGozar

Google

ارسال ایمیل
* نام شما
* ایمیل شما
وب سایت شما
* متن پیام
Powered By :JustPersian

Shajariyan Web Site

تبليغات
طراحي وب سايت